جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Ball game
01
توپبازی
any various type of game that involves playing with a ball
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
ball games
مثالها
He never misses a ball game on TV.
او هرگز یک بازی توپ را در تلویزیون از دست نمیدهد.



























