جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
on the fly
01
با عجله, در حال دویدن
on the run or in a hurry
اطلاعات دستوری
02
بلافاصله, در حین حرکت
while moving or in the middle of doing something
عامیانه
مثالها
I didn't have time to make notes, so I just wrote them on the fly.
زمانی برای یادداشتبرداری نداشتم، بنابراین آنها را در حین کار نوشتم.



























