جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
kurzfristig
01
موقتا
Für einen begrenzten Zeitraum
اطلاعات دستوری
مقایسهناپذیر
مثالها
Die Lösung ist nur kurzfristig umsetzbar.
راهحل فقط در کوتاهمدت قابل اجرا است.
kurzfristig
01
کوتاهمدت, مختصر
Auf einen begrenzten Zeitraum bezogen
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
نسبی
درجهناپذیر
صرفپذیر
مثالها
Das ist eine kurzfristige Finanzspritze.
این یک تزریق مالی کوتاهمدت است.



























